ترجمه "bangko" به فارسی
بانک, نیمکت, بانک بهترین ترجمه های "bangko" به فارسی هستند.
bangko
noun
-
بانک
nounIsang araw, nakapulot siya ng isang bag na may libreta sa bangko at may napakalaking halaga ng salapi.
وی روزی کیفی پیدا کرد که محتوی یک دفترچهٔ بانک و مبلغ زیادی پول بود.
-
نیمکت
Dahil umaasa na makakatulong ito na maging tahimik ako, inilagay niya ito sa bangko.
با امید برای ترویج احترام من، او آنها را از میان نیمکت ها بمن داد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bangko " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bangko
-
بانک
nounبانک
Isang araw, nakapulot siya ng isang bag na may libreta sa bangko at may napakalaking halaga ng salapi.
وی روزی کیفی پیدا کرد که محتوی یک دفترچهٔ بانک و مبلغ زیادی پول بود.
عباراتی شبیه به "bangko" با ترجمه به فارسی
-
بانک مرکزی
-
پرس سینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن