ترجمه "basa" به فارسی

tar, خیس بهترین ترجمه های "basa" به فارسی هستند.

basa adjective verb
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • tar

  • خیس

    adjective

    Basang-basa ako, puro putik, at giniginaw, at inisip ko na baka mamatay ako sa mismong bakuran namin.

    من خیس، گِلی، سرد، و در تصوّر کودکی ام بودم، که شاید در پشت حیاط خانۀ خودم بمیرم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " basa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "basa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "basa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه