ترجمه "bata" به فارسی
بچه, دوست, بَچِّه بهترین ترجمه های "bata" به فارسی هستند.
bata
noun
-
بچه
nounDi ako naniniwalang bata siyang nagsariling pumunta sa Tokyo.
من باور نمی کنم که آن بچه به تنهایی به توکیو بیاید.
-
دوست
nounNasisiyahan ka bang makapartner sa larangan ang mga kapatid, bata man o matanda?
آیا دوست داری با برادران سنین مختلف به خدمت موعظه بروی؟
-
بَچِّه
-
ترجمه های کمتر
- بچ
- جوان
- کودک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bata
-
بچه
nounکودَک یا بچه به انسان خردسال (دختر و پسر) گفته میشود
Di ako naniniwalang bata siyang nagsariling pumunta sa Tokyo.
من باور نمی کنم که آن بچه به تنهایی به توکیو بیاید.
عباراتی شبیه به "bata" با ترجمه به فارسی
-
فولیکول تخمدان
-
رحم
-
رحم · زهدان
-
فیبروم رحم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن