ترجمه "bibig" به فارسی

دهان, دهن, دهان بهترین ترجمه های "bibig" به فارسی هستند.

bibig noun
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • دهان

    noun

    Sa mga bibig ng tatlong ito, may lumabas na mga palaka.

    از دهان این سه حیوان، قورباغههایی بیرون آمدند.

  • دهن

    noun

    Ilagay ang mask sa inyong ilong at bibig.

    ماسک را روی دهن و بینی خود قرار دهید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bibig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bibig
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • دهان

    noun

    حفره بدن و اطراف آن بافت نرم در سر

    Sa mga bibig ng tatlong ito, may lumabas na mga palaka.

    از دهان این سه حیوان، قورباغههایی بیرون آمدند.

عباراتی شبیه به "bibig" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bibig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه