ترجمه "bola" به فارسی

توپ, کره, گوی بهترین ترجمه های "bola" به فارسی هستند.

bola verb noun دستور زبان
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • توپ

    noun adjective

    Iisa ang sinisigaw. Ipasok ang bola sa net.

    همه اش برای يک ايده. رساندن توپ به داخل تور.

  • کره

    noun proper

    (Isaias 40:22) Ang salitang Hebreo na chugh na dito’y isinaling “bilog” ay maaaring isaling “hugis-bola.”

    ( اِشَعْیا ۴۰:۲۲) واژهٔ عبری خوگ که در اینجا ‹کره› ترجمه شده است در برخی ترجمههای کتاب مقدس به صورت «دایره» برگردانده شده است.

  • گوی

    noun

    Sa halip, siya’y ihahagis gaya ng isang bola, upang mamatay sa isang malayong lupain.

    بلکه، همچون گوی پرتاب خواهد گشت، تا در سرزمینی دوردست بمیرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bola " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bola" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bola" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه