ترجمه "bundok" به فارسی
کوه, کوهستان, kuh بهترین ترجمه های "bundok" به فارسی هستند.
bundok
adjective
verb
noun
-
کوه
nounSaan kumakatawan ang “isang napakalaking libis” sa pagitan ng dalawang bundok?
«درّهٔ بسیار عظیمی» که میان دو کوه بود مظهر چیست؟
-
کوهستان
nounKelangan nyong marating ang mga bundok, bago matapos ang araw ng tag-lagas.
شما باید قبل از آخرین روز پاییز به کوهستان برسید.
-
kuh
-
[[کوه]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bundok " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bundok"
عباراتی شبیه به "bundok" با ترجمه به فارسی
-
Kuh-e Everest · کوه اورست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن