ترجمه "buntis" به فارسی

حامله, باردار, آبستن بهترین ترجمه های "buntis" به فارسی هستند.

buntis
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • حامله

    adjective
  • باردار

    adjective

    Ano kaya ang inisip ni Jose nang malaman niyang buntis si Maria, at bakit?

    وقتی یوسف از باردار شدن مریم مطلع شد، مسلّماً چه افکاری به ذهنش خطور کرد و چرا؟

  • آبستن

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " buntis " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "buntis" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه