ترجمه "dating" به فارسی

آمدن, پیشین, سابق بهترین ترجمه های "dating" به فارسی هستند.

dating verb noun دستور زبان
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • آمدن

    verb
  • پیشین

    adjective

    At gunigunihin mo lamang kung papaano hinangad ng pintor na maisauli sa dating kagandahan nito ang kaniyang likha.

    و میتوانید تصور کنید که هنرمند چقدر اشتیاق دارد تا زیبایی پیشین را به آفرینش خود باز گرداند.

  • سابق

    adjective

    Ang ilang Israelita ay magkakaroon pa nga ng awtoridad sa dating mga bumihag sa kanila.

    برخی از اسرائیلیان حتی بر اسیرکنندگان سابق خود حکم خواند راند.

  • ترجمه های کمتر

    • قبلی
    • قدیمی
    • ورود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dating " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dating" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dating" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه