ترجمه "delegado" به فارسی

نماینده ترجمه "delegado" به فارسی است.

delegado
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • نماینده

    noun

    (b) Ano ang naging epekto sa isang delegado at sa kaniyang maybahay ng pagdalo sa isang internasyonal na kombensiyon?

    ب) حضور در یک کنگرهٔ بینالمللی چه تأثیری بر یک نماینده و همسرش گذاشت؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " delegado " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "delegado" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه