ترجمه "guro" به فارسی

آموزگار, آموزاننده, استاد بهترین ترجمه های "guro" به فارسی هستند.

guro noun
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • آموزگار

    noun

    Labingwalo katao —kasali ang guro —ang nagtaas ng kanilang kamay!

    هجده نفر، از جمله آموزگار، دستشان را بلند کردند!

  • آموزاننده

  • استاد

    noun

    “Huwag kayong patawag na Rabbi, sapagkat iisa ang inyong guro, samantalang lahat kayo ay magkakapatid.

    «لیکن شما آقا خوانده مشوید، زیرا استاد شما یکی است یعنی مسیح و جمیع شما برادرانید.

  • ترجمه های کمتر

    • اُستاد
    • معلم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " guro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "guro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه