ترجمه "ilong" به فارسی

بينی, دماغ, بینی بهترین ترجمه های "ilong" به فارسی هستند.

ilong noun
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • بينی

  • دماغ

    noun

    Dahil nag-umpugan ang mga ilong natin, at nagising ako... Bobo!

    چون دماغ هامون به هم ميخوره و من بيدار ميشم

  • بینی

    noun

    Ilagay ang mask sa inyong ilong at bibig.

    ماسک را روی دهن و بینی خود قرار دهید.

  • [[بینی]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ilong " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ilong
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • بینی

    noun

    عضوی در مهره داران که با درون دادن و بیرون دادن هوا هماهنگ با دهان در تنفس نقش دارد

    Ilagay ang mask sa inyong ilong at bibig.

    ماسک را روی دهن و بینی خود قرار دهید.

تصاویر با "ilong"

عباراتی شبیه به "ilong" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ilong" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه