ترجمه "itlog" به فارسی

تخم, تخم مرغ, تخممرغ بهترین ترجمه های "itlog" به فارسی هستند.

itlog noun دستور زبان
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخم

    noun

    Sa harap namin, naroon sa isang maliit na hukay ang dalawang itlog.

    جلوی ما، در گودال کوچکی در زمین، دو تخم پرنده قرار داشت.

  • تخم مرغ

    noun

    Para sa ilan, kailangang umiwas sa karne, isda, itlog, at mga produkto ng gatas kapag Kuwaresma.

    برخی دیگر معتقدند، در خلال روزهٔ بزرگ باید از خوردن گوشت، ماهی، تخم مرغ و لبنیات پرهیز کرد.

  • تخممرغ

    pagkain

    Totoo rin ito sa mga kaugalian ng Linggo ng Pagkabuhay, gaya ng paggamit ng mga itlog at kuneho.

    این مسئله در مورد رسوم عید پاک از قبیل استفاده از تخممرغ و خرگوش نیز صدق میکند.

  • ترجمه های کمتر

    • خاگ
    • مرغانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " itlog " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "itlog"

عباراتی شبیه به "itlog" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "itlog" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه