ترجمه "kasama" به فارسی

bå, رفیق بهترین ترجمه های "kasama" به فارسی هستند.

kasama
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • رفیق

    noun

    Sapagkat kung mabuwal ang isa sa kanila, maibabangon ng isa pa ang kaniyang kasama.”—Eclesiastes 4:9, 10.

    اگر یکی بیفتد، دیگری رفیق خود را بلند خواهد کرد.»—جامعه ۴:۹، ۱۰.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kasama " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kasama" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kasama" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه