ترجمه "kastilyo" به فارسی

دژ, قصر, قلعه بهترین ترجمه های "kastilyo" به فارسی هستند.

kastilyo
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • دژ

    noun
  • قصر

    noun

    Nang maglakbay siya kamakailan, sinabi niya sa kaniyang mga kasama, “Sawa na ako sa kapapasyal sa mga kastilyo; gusto ko namang lumabas sa larangan!”

    اخیراً در یکی از سفرهایش، وی با گلگی به همسفرانش گفت: «دیگر حوصله ندارم یک قصر دیگر ببینم. دلم میخواهد به موعظه بروم!»

  • قلعه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kastilyo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kastilyo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه