ترجمه "kawani" به فارسی

مأمور, کارمند بهترین ترجمه های "kawani" به فارسی هستند.

kawani
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • مأمور

    adjective noun
  • کارمند

    noun

    Ganito ang inilahad ni Sonia: “Ginawa ng mga kawani ng ospital ang kanilang buong makakaya, ngunit kakaunti lamang sila.

    سونیا واقعه را چنین نقل میکند: «کارمندان بیمارستان برای کمک به بیماران نهایت سعیشان را میکردند ولی تعداد پرستاران خیلی کم بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kawani " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kawani" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه