ترجمه "kutsilyo" به فارسی

چاقو, کارد, bičāq بهترین ترجمه های "kutsilyo" به فارسی هستند.

kutsilyo noun
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • چاقو

    noun

    Tiyak na napakahirap para kay Abraham na iamba ang kutsilyo sa kaniyang anak!

    چقدر دردناک بود که چاقو را بردارد تا بر گلوی پسرش بگذارد!

  • کارد

    noun
  • bičāq

  • ترجمه های کمتر

    • kārd
    • pičāq
    • pīčāq
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kutsilyo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kutsilyo
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارد

    noun

تصاویر با "kutsilyo"

اضافه کردن

ترجمه های "kutsilyo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه