ترجمه "listahan" به فارسی

فهرست, لیست, واقعه نگار بهترین ترجمه های "listahan" به فارسی هستند.

listahan
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • فهرست

    noun

    Lahat ng nasa listahan ay kailangan ang ordenansa ng sakramento.

    هرکسی در این فهرست آئین شام را لازم داشت.

  • لیست

    Subalit natanto niya na gusto lamang siyang idagdag ng lalaki sa listahan ng mga babaing nakarelasyon nito.

    جِنی متوجه شد که خواست آن مرد تنها وارد کردن نام او در لیست زنانی است که با آنها همخواب شده بود.

  • واقعه نگار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " listahan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Listahan
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • لیست

    Subalit natanto niya na gusto lamang siyang idagdag ng lalaki sa listahan ng mga babaing nakarelasyon nito.

    جِنی متوجه شد که خواست آن مرد تنها وارد کردن نام او در لیست زنانی است که با آنها همخواب شده بود.

عباراتی شبیه به "listahan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "listahan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه