ترجمه "lungsod" به فارسی

شهر, medîne, scher بهترین ترجمه های "lungsod" به فارسی هستند.

lungsod noun
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهر

    noun

    Eyring, lumipat ang kanyang pamilya sa isang bagong lungsod.

    آیرینگ' نوجوان بود، خانواده اش به شهر جدیدی نقل مکان کرد.

  • medîne

  • scher

  • [[شهر]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lungsod " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lungsod
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهر

    noun

    Eyring, lumipat ang kanyang pamilya sa isang bagong lungsod.

    آیرینگ' نوجوان بود، خانواده اش به شهر جدیدی نقل مکان کرد.

عباراتی شبیه به "lungsod" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lungsod" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه