ترجمه "lungsod" به فارسی
شهر, medîne, scher بهترین ترجمه های "lungsod" به فارسی هستند.
lungsod
noun
-
شهر
nounEyring, lumipat ang kanyang pamilya sa isang bagong lungsod.
آیرینگ' نوجوان بود، خانواده اش به شهر جدیدی نقل مکان کرد.
-
medîne
-
scher
-
[[شهر]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lungsod " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lungsod
-
شهر
nounEyring, lumipat ang kanyang pamilya sa isang bagong lungsod.
آیرینگ' نوجوان بود، خانواده اش به شهر جدیدی نقل مکان کرد.
عباراتی شبیه به "lungsod" با ترجمه به فارسی
-
هلسینکی
-
میلان
-
تورین
-
بغداد
-
بوئنوس آیرس
-
پادوا
-
بارسلون
-
برنامهریزی شهری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن