ترجمه "madilim" به فارسی

تاریک, تار, تیره بهترین ترجمه های "madilim" به فارسی هستند.

madilim adjective
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاریک

    adjective

    Ang mga tukso ni Satanas ay parang mga patibong na nakakalat sa isang madilim na daanan.

    وسوسههای او مانند دامهایی است که در جادهای تاریک قرار دارند.

  • تار

    adjective noun
  • تیره

    adjective

    Pumasok si Brother Russell sa maalikabok at madilim na bulwagan at nakita niya na may relihiyosong pagtitipon doon.

    وقتی برادر راسل داخل آن سالن تیره و کدر شد فهمید که در آنجا مراسم مذهبی صورت میگیرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " madilim " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "madilim" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "madilim" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه