ترجمه "mata" به فارسی

چشم, چِشم, tschaschm بهترین ترجمه های "mata" به فارسی هستند.

mata noun
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • چشم

    noun

    Nang tingnan ng bata ang mga mata ng kanyang lolo, nakita niya ang sakit na nararamdaman nito.

    وقتی پسر کوچک به چشمان پدر بزرگش نگاه کرد، متوجّه درد او شد.

  • چِشم

  • tschaschm

  • چِشم [cašm]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mata " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mata
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • چشم

    noun interjection

    عضو بارز حس بینایی

    ‘Iningatan Niya Sila na Gaya ng Balintataw ng Kaniyang Mata

    ‹آنان را مثل مردمک چشم خود محافظت نمود›

عباراتی شبیه به "mata" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mata" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه