ترجمه "palasyo" به فارسی
قصر, کاخ, کوشک بهترین ترجمه های "palasyo" به فارسی هستند.
palasyo
-
قصر
nounNang kathain ni David ang awit na ito, wala siya sa palasyo o sa bahay man.
وقتی که داود این مزمور را میسرایید، نه در قصر بود و نه حتی در خانه.
-
کاخ
nounBumalik si Pilato sa mga tao na naghihintay sa labas ng palasyo.
پیلاتُس نزد جمعیت که در بیرون کاخ در انتظار او بودند، بازگشت.
-
کوشک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " palasyo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "palasyo" با ترجمه به فارسی
-
قصر پوتالا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن