ترجمه "pizza" به فارسی
پیتزا, پیتزا بهترین ترجمه های "pizza" به فارسی هستند.
pizza
-
پیتزا
nounKaya kapag umuuwi ako nang alas-dos nang umaga, amoy pizza at pasta ang treyler namin.
هر شب ساعت دو بعد از نیمهشب به خانه میرسیدم و کاراوانمان را بوی خوب پیتزا و ماکارونی پر میکرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pizza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pizza
-
پیتزا
nounنوعی غذای ایتالیایی
Kaya kapag umuuwi ako nang alas-dos nang umaga, amoy pizza at pasta ang treyler namin.
هر شب ساعت دو بعد از نیمهشب به خانه میرسیدم و کاراوانمان را بوی خوب پیتزا و ماکارونی پر میکرد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن