ترجمه "salamin" به فارسی

شیشه, آیینه, آبگینه بهترین ترجمه های "salamin" به فارسی هستند.

salamin noun
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیشه

    noun

    Nang madurog ang salamin at tumunog nang malakas ang security alarm, nanigas sa takot ang aking puso’t isipan.

    وقتی که شیشه خورد شد و صدای زنگ خطر بلند شد، یک ترس فلج کننده ای قلب و ذهن مرا فرا گرفت.

  • آیینه

    noun

    Ang Bibliya ay parang salamin.

    کتاب مقدّس همچون آیینه است.

  • آبگینه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " salamin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Salamin
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • آینه

    noun

    Sa kabaligtaran, kapag tumingin ka sa salamin, alam mong ikaw na nga iyon.

    در حالیکه وقتی ما به آینه نگاه میکنیم، خود را میشناسیم.

  • شیشه

    noun

    Nang madurog ang salamin at tumunog nang malakas ang security alarm, nanigas sa takot ang aking puso’t isipan.

    وقتی که شیشه خورد شد و صدای زنگ خطر بلند شد، یک ترس فلج کننده ای قلب و ذهن مرا فرا گرفت.

عباراتی شبیه به "salamin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "salamin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه