ترجمه "siko" به فارسی

آرنج, آرنج بهترین ترجمه های "siko" به فارسی هستند.

siko noun
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرنج

    noun

    Binuksan niya ito at binendahan ang buong braso ng kanyang kapatid—mula pulso hanggang siko.

    او سپس آنرا باز کرده و بالاو پائین بازوی برادرش را بانداژ کرد–از مچ تا آرنج.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " siko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Siko
+ اضافه کردن

تاگالوگی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرنج

    noun

    Binuksan niya ito at binendahan ang buong braso ng kanyang kapatid—mula pulso hanggang siko.

    او سپس آنرا باز کرده و بالاو پائین بازوی برادرش را بانداژ کرد–از مچ تا آرنج.

تصاویر با "siko"

اضافه کردن

ترجمه های "siko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه