ترجمه "singsing" به فارسی
انگشتر, حلقه, انگشتر بهترین ترجمه های "singsing" به فارسی هستند.
singsing
noun
-
انگشتر
Umasa ako sa mga banal na singsing at agimat...
من بيشتر به طلسم و انگشتر روي آوردم
-
حلقه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " singsing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Singsing
-
انگشتر
Umasa ako sa mga banal na singsing at agimat...
من بيشتر به طلسم و انگشتر روي آوردم
عباراتی شبیه به "singsing" با ترجمه به فارسی
-
هزارپا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن