ترجمه "tingnan" به فارسی
نگاه کردن, نگریستن بهترین ترجمه های "tingnan" به فارسی هستند.
tingnan
Verb
دستور زبان
-
نگاه کردن
verbNang tingnan ng bata ang mga mata ng kanyang lolo, nakita niya ang sakit na nararamdaman nito.
وقتی پسر کوچک به چشمان پدر بزرگش نگاه کرد، متوجّه درد او شد.
-
نگریستن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tingnan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tingnan" با ترجمه به فارسی
-
مشاهده همه موارد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن