ترجمه "bruk" به فارسی
خراب, خرد کردن, شکستن بهترین ترجمه های "bruk" به فارسی هستند.
bruk
verb
adjective
دستور زبان
-
خراب
adjective noun14 Jerusalem i stap nating inap 70 yia na ating bus i kamap na i karamapim ol haus i bruk pinis.
۱۴ پس از ۷۰ سال ویرانی، ساختمانهای خراب را علفهای هرز دربر گرفته بودند.
-
خرد کردن
verb -
شکستن
verbLong tok piksa, wanem dispela “sospen graun bilong pulimapim wara”? Wanem samting i kamap taim em i bruk?
‹سبوی نزد چشمه› چه چیزی را تصویر میکند، شکستن آن منجر به چه چیز میشود؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bruk " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن