ترجمه "go" به فارسی
رفتن, شدن بهترین ترجمه های "go" به فارسی هستند.
go
verb
-
رفتن
verbLong piksa yu inap lukim dispela pris na Livai ol i wokabaut i go.
تو کاهِن و مرد لاوی را میتوانی از دور در حال پایین رفتن از جاده ببینی.
-
شدن
verbI no longtaim na em wantaim ol pikinini bilong em i go long ol miting wantaim ol Witnes.
طولی نکشید که کیت و فرزندانش شروع به حاضر شدن در جلسات شاهدان کردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " go " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن