ترجمه "hap" به فارسی
بخش, تکه, جا بهترین ترجمه های "hap" به فارسی هستند.
hap
noun
-
بخش
nounNamba wan hap i stori long ol samting i kamap long maunten Sainai.
بخش اوّل، اتفاقاتی که در کوه سینا رخ داد.
-
تکه
nounEm i kisim hap pis ol i bin kukim na em i kaikai.
آنان یک تکه ماهی بریان به عیسی دادند و او آن را خورد.
-
جا
nounMi givim bel tru long autim gutnius bilong Kingdom long olgeta kain hap.
من با غیرت خبر خوش پادشاهی را در هر جا موعظه کردم.
-
ترجمه های کمتر
- جزء
- محل
- نصف
- نیم
- پاره
- کمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hap " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "hap" با ترجمه به فارسی
-
بنفش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن