ترجمه "lusim" به فارسی
ترک کردن, دست کشیدن, رها کردن بهترین ترجمه های "lusim" به فارسی هستند.
lusim
verb
دستور زبان
-
ترک کردن
verbبه حال خود رها کردن
Tasol tok i pinis taim brata i lusim pletfom.
اما سخنرانی او زمانی پایان مییابد که تریبون را ترک کرده، از سکوی سخنرانی پایین میآید.
-
دست کشیدن
verb -
رها کردن
verbBihain Noa i salim wanpela kotkot i lusim sip i go.
سپس نوح پرندهٔ سیاهی را که کلاغ نامیده میشود به بیرون از کشتی رها کرد.
-
گم کردن
verbChristine i ringim Blaise na kolim stret hamas mani em i bin lusim.
کریستین به بِلِز تماس تلفنی گرفت و توضیح داد که چه مقدار پول گم کرده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lusim " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن