ترجمه "meri" به فارسی

خانم, زن, زنانگی بهترین ترجمه های "meri" به فارسی هستند.

meri adjective noun
+ اضافه کردن

توک‌پیسینی-فارسی فرهنگ لغت

  • خانم

    noun

    Witnes i askim mama bilong ol pikinini meri long wanem samting ol i save mekim long apinun.

    خانم شاهد سؤال کرد که این دو دختر عصرها معمولاً وقت خود را چگونه میگذرانند.

  • زن

    noun

    Taim wanpela meri Kristen i marit, sampela taim em i mas karamapim laplap samting long het bilong em.

    زن مسیحی متأهل گاهی در خانه لازم است سر خود را بپوشاند.

  • زنانگی

    noun

    Tru, Esta i gat naispela skin, tasol yumi tingim Esta i olsem meri i mekim gutpela pasin na bihainim pasin daun

    ۲۰. غلاطیان ۵:۲۲، ۲۳، چه تأثیری باید بر نظر ما در مورد مردانگی و زنانگی بگذارد؟

  • ترجمه های کمتر

    • زَن
    • زید
    • شخص
    • مونث
    • کس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " meri " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "meri"

عباراتی شبیه به "meri" با ترجمه به فارسی

  • مادهگاو · گا · گاو · گاوماده · گو
اضافه کردن

ترجمه های "meri" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه