ترجمه "save" به فارسی
آگاهی, اطلاع, بلد بودن بهترین ترجمه های "save" به فارسی هستند.
save
verb
noun
adverb
-
آگاهی
Na em i bin hait na lainim ol, olsem king bai i no inap save.
و او آنها را مخفیانه آموزش داد، که به آگاهی پادشاه نرسد.
-
اطلاع
nounOl tok yumi harim inap givim save long yumi na kirapim bel na tingting bilong yumi.
واژهها نه فقط برای انتقال اطلاعات بلکه برای انتقال احساسات نیز به کار گرفته میشود.
-
بلد بودن
verb
-
ترجمه های کمتر
- دانستن
- دانش
- شناخت
- شناختن
- علم
- فهمیدن
- معرفت
- هشیاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " save " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "save" با ترجمه به فارسی
-
زیستشناسی
-
جغرافیا
-
زیستشناسی
-
جغرافیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن