ترجمه "skru" به فارسی
آرنج, زانو, پیچ بهترین ترجمه های "skru" به فارسی هستند.
skru
noun
-
آرنج
nounOl i gat sotpela han tasol daunbilo liklik long skru.
در انتهای آرنج این نوزادان تنها اندامی کوچک و رشدنیافته وجود داشت.
-
زانو
nounChristian i go long haus sik, tasol ol dokta i mas katim lek bilong em daunbilo long skru.
کریستیَن خود را به هر ترتیب به بیمارستان رساند، امّا پایش میبایست از پایین زانو قطع میشد.
-
پیچ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skru " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "skru" با ترجمه به فارسی
-
آرنج
-
زانو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن