ترجمه "susu" به فارسی
شير, شیر بهترین ترجمه های "susu" به فارسی هستند.
susu
noun
-
شير
-
شیر
nounTaim pikinini i stap bebi yet, mama i save amamas long givim susu na bebi kaikai long em.
مادر، نوزاد خود را شیر و با رشد بچه به او خوراک کودک میدهد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " susu " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "susu" با ترجمه به فارسی
-
سوتین · پستان بند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن