ترجمه "tingting" به فارسی

اندیشیدن, ایده, رأی بهترین ترجمه های "tingting" به فارسی هستند.

tingting verb
+ اضافه کردن

توک‌پیسینی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندیشیدن

    verb
  • ایده

  • رأی

    noun

    Bilong mekim olsem, em i save “bihainim laik na tingting bilong em yet na mekim olgeta samting i kamap.”

    حتی در کتاب مقدّس نیز میخوانیم که او برای رسیدن به مقاصد خود «همهٔ چیزها را موافق رأی ارادهٔ خود میکند.»

  • ترجمه های کمتر

    • عقیده
    • فکر
    • فکر کردن
    • نظر
    • گمان کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tingting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tingting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه