ترجمه "4." به فارسی
چهارم, ۴ بهترین ترجمه های "4." به فارسی هستند.
4.
abbreviation
-
چهارم
adverbGüçlerinde ustalaşmaya yaklaşmak bile babanın 4 yılını almıştı.
براي پدرت چهار سال طول کشيد که حتي نزديک به تسلط بر قدرت هاش برسه.
-
۴
numeralve bunu oluşturan her neyse 4 milyar yıl öncesinden beri kayıp.
و دلیل آن این هست که هرچه متعلق به ۴ میلیارد سال پیش بوده از بین رفته است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " 4. " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "4." با ترجمه به فارسی
-
اره ۴
-
چهارم
-
اف-۴ فانتوم
-
سیپروهپتادین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن