ترجمه "Baston" به فارسی

عصا, چوبدست, عصا بهترین ترجمه های "Baston" به فارسی هستند.

Baston
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • عصا

    Baston için başka enerji kaynağı bulamadım, gücü bitmek üzere.

    نتونستم يه منبع انرژي ديگه واسه عصا پيدا کنم و الان اون عصا ديگه داره از کار ميوفته.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Baston " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

baston noun دستور زبان

Yürürken üzerine dayanılan sopa.

+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • چوبدست

    noun
  • عصا

    Hastane pek sanmıyor ama yakında bu bastondan da kurtulacağım.

    بیمارستان اینطور فکر نمی کنه اما من بزودی از شر این عصا راحت می شم

اضافه کردن

ترجمه های "Baston" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه