ترجمه "Hamburger" به فارسی
همبرگر, همبرگر بهترین ترجمه های "Hamburger" به فارسی هستند.
Hamburger
-
همبرگر
nounBunun yerine beni Hamburger Cenneti'ne ve bir aptalın evine götürdü.
به جاش منو برد همبرگر فروشي و بعد هم آپارتمان يه آدم کسخل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Hamburger " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
hamburger
noun
دستور زبان
-
همبرگر
nounBir hamburger yerine bir karina faresi yemek ister misiniz?
اگه بجاي يه همبرگر ، خوردن غذاي دريايي رو ترجيح ميديد
تصاویر با "Hamburger"
عباراتی شبیه به "Hamburger" با ترجمه به فارسی
-
بولکی · گرده
-
هامبورگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن