ترجمه "Kas" به فارسی
ماهیچه, عضله, ماهیچه بهترین ترجمه های "Kas" به فارسی هستند.
Kas
-
ماهیچه
nounماهیچهها انرژی شیمیایی مواد غذایی را به انرژی مکانیکی تبدیل میکنند
Kas ağrıları, ve de boşaltım sisteminizde kanamalar oluşabilir.
درد ماهیچه یا خونریزی لثه ممکنه داشته باشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kas
noun
دستور زبان
-
عضله
nounDerinin, kemiğin üstünde hareket eden kasın üzerindeki hareketini görmemiz gerekiyordu.
باید لغزش پوست روی عضله روی استخون رو میدیدیم.
-
ماهیچه
nounBence kendini kontrol etmek bir tür kas gibidir.
من فکر میکنم انظباط شخصی و اراده مثل یک ماهیچه است.
-
ابرو
noun
عباراتی شبیه به "Kas" با ترجمه به فارسی
-
تاندون
-
Novâmbr · تشرین ثانی · قاسم · مقسوم علیه · نوامبر
-
نوامبر
-
میوکارد
-
میوکارد
-
صندوق
-
ماهیچه صاف
-
ماهیچه اسکلتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن