ترجمه "Misafir" به فارسی
مهمان, مهمان بهترین ترجمه های "Misafir" به فارسی هستند.
Misafir
-
مهمان
nounMisafirler yemeğini bitirmeden önce, onu resim odasına götürmelisin.
تو بايد اونو ببري به اتاق نقاشي قبل از اين که مهمان ها شامشون رو تموم کنند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Misafir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
misafir
noun
دستور زبان
-
مهمان
nounBaba, bu denli saygıdeğer bir misafirin yanında sözlerine biraz dikkat etmelisin.
پدر ، در حضور چنين مهمان با عزمتي که بين ماست ملاحظه حرفاتونو بکنيد.
عباراتی شبیه به "Misafir" با ترجمه به فارسی
-
استراق سمع کردن · شنود · فالگوش ایستادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن