ترجمه "Top" به فارسی
توپ, توپخانه, Top بهترین ترجمه های "Top" به فارسی هستند.
Top
-
توپ
noun adjectiveTop ona kafasının sol tarafından çarptı.
توپ به طرف چپ سر او برخورد کرد.
-
توپخانه
Top vermek, onları bağımsız yapmak olur.
اگر به اون ها توپخانه بدي ، اون ها رو مستقل كردي
-
Top
Alanı GizleShow on Top
مخفی کردن ناحیهShow on Top
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Top " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
top
noun
دستور زبان
-
توپ
noun adjectiveTop ona kafasının sol tarafından çarptı.
توپ به طرف چپ سر او برخورد کرد.
-
خایه
noun -
کره
nounArtık gümüş topların ne işe yaradığını biliyorsun.
حالا دیگه میدونی که اون کره های نقره چیکار میکنن.
-
ترجمه های کمتر
- گوی
- کونی
عباراتی شبیه به "Top" با ترجمه به فارسی
-
توپ فوتبال
-
توپ
-
گلوله توپ
-
دریپلینگ
-
توپ مسلسل
-
توپ بولینگ
-
اسکواش
-
توپ دریایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن