ترجمه "Zeytin" به فارسی

زيتون, زیتون, رنگ زیتونی بهترین ترجمه های "Zeytin" به فارسی هستند.

Zeytin
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • زيتون

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Zeytin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

zeytin noun دستور زبان
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیتون

    noun

    Bir zeytin dalı, bir meşe dalı ve bir meşale.

    یه شاخه زیتون ، یه شاخه بلوط و یه مشعل

  • رنگ زیتونی

  • زیتونی

    adjective

    Toskana'daki tek bir yamaçta yetişen zeytinden elde ediyor.

    از زیتونی که بر روی یک تپه در توسکانی می روید.

  • زیتونها

    Bu, bir çiftçinin ağaçlarda sanki tutsak gibi duran zeytinleri kurtarmasına benzer.

    او آنها را همچون زارعی که زیتونها را از اسارت درختان آزاد میکند، رها میسازد.

تصاویر با "Zeytin"

عباراتی شبیه به "Zeytin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Zeytin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه