ترجمه "banka" به فارسی

بانک, bank, بانک بهترین ترجمه های "banka" به فارسی هستند.

banka noun دستور زبان
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • بانک

    noun

    Eşim bankada iş buldu. Ki işini çok sıkıcı buluyor.

    اون بايد يه شغل کارمندي تو بانک رو قبول ميکرد ، که کاملا کسل کننده بود.

  • bank

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " banka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Banka
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • بانک

    noun

    بانک

    Bankalar bu tip hassas bilgileri asla mail yoluyla istemezler.

    و بانک هيچ وقت اطلاعات به اين مهمي رو از طريق ايميل درخواست نميکنه.

عباراتی شبیه به "banka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "banka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه