ترجمه "bez" به فارسی
پارچه, غده بهترین ترجمه های "bez" به فارسی هستند.
bez
noun
دستور زبان
-
پارچه
nounUygun bir tüp fazladan tıbbi malzeme, gazlı bez, dikiş.
لوله اي كه ميره توي بدنش وسايل جراحي بيشتر ، پارچه و نخ بخيه
-
غده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bez " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bez" با ترجمه به فارسی
-
تراوش
-
گاز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن