ترجمه "bir" به فارسی
يک, یک, yek بهترین ترجمه های "bir" به فارسی هستند.
bir
noun
numeral
Article
دستور زبان
Belirsiz herhangi bir örneği. [..]
-
يک
Sonrasında ise bilin ki; Saklanırlar veya yeni bir hedef seçerler.
بعدش ، بايد بدوني که اونا يا آب ميشن ميرن تو زمين يا يه هدف جديد انتخاب ميکنن.
-
یک
Cardinal numberTom, onun çocukluğundan beri, bir polis olmayı istediğini biliyordu.
تام از زمانی که پسر کوچکی بود، میدانست که می خواهد یک پلیس شود.
-
yek
-
ترجمه های کمتر
- یِک
- یه
- ی
- يِک
- یه -ی
- یک -ی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bir" با ترجمه به فارسی
-
ساعت یک
-
خیلی زیاد · زیاد
-
فرمول یک
-
واحد پردازش مرکزی
-
جایگاه استقرار
-
یکی برای همه، همه برای یکی
-
فیلم ترسناک
-
چرخش به دور محور ثابت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن