ترجمه "birinci" به فارسی

نخست, اول, یکم بهترین ترجمه های "birinci" به فارسی هستند.

birinci adjective
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • نخست

    adjective adverb

    bunların çok az bir kısmında birinci derece bir çoğaltıcı olacaktır.

    کسری از آنها که بازتولیدگر نخست را به دست میآورند.

  • اول

    adjective

    Seni daha birinci günde haklarlar ve suçlu ben olurum.

    روز اول خوشحال بودي و حالا ميگي در اشتباه بودم.

  • یکم

    adjective

    Kendisi birinci sınıf salonunda gıcıklık yapıyor da.

    اینجا توی اتاق استراحت فرست کلاس یکم بچه ی بدی شده

  • ترجمه های کمتر

    • اولین
    • نخستین
    • یکمین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " birinci " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "birinci" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "birinci" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه