ترجمه "deli" به فارسی
دیوانه, ديوانِه, مَجنون بهترین ترجمه های "deli" به فارسی هستند.
deli
noun
دستور زبان
bu adam delidir bu kız delidir
-
دیوانه
adjectiveBir deli kuyuya bir taş atıyor ne var ki aklı başında yüz adam onu çıkaramıyor.
یک دیوانه سنگی را در چاه می اندازد، که صد عاقل نمی توانند آنرا در آورند.
-
ديوانِه
-
مَجنون
-
مجنون
adjectiveBeni de deli bir dilenciye çevirdi.
اون منو به يه بيچاره ي نيمه مجنون تبديل کرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deli " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن