ترجمه "derin" به فارسی
عمیق, ژرف بهترین ترجمه های "derin" به فارسی هستند.
derin
adjective
noun
دستور زبان
-
عمیق
adjectiveBunu bulabilmek için derin su korkumu yenmem gerekti.
من میبایستی برای پیدا کردن یکی از آنها بر ترسم از آب عمیق غلبه می کردم.
-
ژرف
adjectiveki Güney Okyanusu'nun derin kısmı karbon yönünden çok zengindi
بخش ژرف اقیانوس جنوبگان از کربن بسیار غنی بوده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " derin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Derin
proper
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Derin" در فرهنگ لغت ترکی استانبولی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Derin در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "derin" با ترجمه به فارسی
-
خارپوستان
-
پوست کندن
-
آبدانه
-
یادگیری عمیق
-
پوست ختنه گاه
-
سبوسه · شوره سر · وازده اجتماع · پوسته
-
روغنپزی عمیق
-
اسکالپ (پوست سر)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن