ترجمه "er" به فارسی
مرد, سرباز وظیفه بهترین ترجمه های "er" به فارسی هستند.
er
noun
adjective
verb
دستور زبان
-
مرد
nounSözünün eri olmayan biri, bir hayvandan daha iyi olamaz.
يک مرد بدون حرفش, بهتر از يه حيوان نيست
-
سرباز وظیفه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " er " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Er
proper
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Er" در فرهنگ لغت ترکی استانبولی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Er در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
ER
ER (dizi)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"ER" در فرهنگ لغت ترکی استانبولی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ER در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "er" با ترجمه به فارسی
-
دمای ذوب · نقطهی ذوب
-
بیضه · خایه
-
دمای ذوب
-
نجات سرجوخه رایان
-
باکره · دوشیزه
-
ائتلاف · ذوب
-
ذوبشدن سوخت هستهای
-
منی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن