ترجمه "feromon" به فارسی

فرومون, فرومون بهترین ترجمه های "feromon" به فارسی هستند.

feromon
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرومون

    noun

    Çocuğun feromon düzeyindeki artış, onun dişiyle çiftleşmek istediği hissini uyandırıyor.

    ميزان فرومون موجود توي خون پسر نشون ميده که ميخواد جفت گيري کنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " feromon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Feromon
+ اضافه کردن

ترکی استانبولی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرومون

    noun

    Çocuğun feromon düzeyindeki artış, onun dişiyle çiftleşmek istediği hissini uyandırıyor.

    ميزان فرومون موجود توي خون پسر نشون ميده که ميخواد جفت گيري کنه

اضافه کردن

ترجمه های "feromon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه