ترجمه "feromon" به فارسی
فرومون, فرومون بهترین ترجمه های "feromon" به فارسی هستند.
feromon
-
فرومون
nounÇocuğun feromon düzeyindeki artış, onun dişiyle çiftleşmek istediği hissini uyandırıyor.
ميزان فرومون موجود توي خون پسر نشون ميده که ميخواد جفت گيري کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " feromon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Feromon
-
فرومون
nounÇocuğun feromon düzeyindeki artış, onun dişiyle çiftleşmek istediği hissini uyandırıyor.
ميزان فرومون موجود توي خون پسر نشون ميده که ميخواد جفت گيري کنه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن